سلامی مجدد

تازه از کلاس رسیدم خونه..ساعت و روز کلاسمنزدیک به دو هفته است که تغییر کرده،شده دو شنبه ها ساعت 2:30....خوبه..امتحانات تموم شده..و درگیر کارهای عملی هستم..که تا دو هفته دیگه باید تموم بشه....و اینکه بگم تو این دو روز گذشته یکم دوباره از نظر روحی بهم فشار اومد...و ترس از آینده منو یکم تحت فشار قرار داد..یکم ناامید شده بودم...تو اون زمان یک سر زدم به وبلاگم یکم خاطرات رو خوندم و میخواستم مطلبی بنویسم و وبلاگ رو آپدیت کنم...ولی نکردم اینکارو...(کار خوبی کردم) الان که حالم خیلی بهتره و با روحیه استادم نیرو گرفتم تصمیم گرفتم مطالب رو بروزرسانی کنم (البته با نگاهی مثت) گاهی وقت ها که دارم تو کلاس ساز میزنم دلم میخواد زمان ثابت باشه اونجا...یعنی تمام دوران روزم کاش میشد اونجا باشم..مقیاس پیشرفت مقیاس دید اونجا خییلی بهتر از جامعه هست..اصلا وقتی پای خودت رو از آموزشگاه میذاری بیرون یهوم نگاه ها ومقیاس هات خییلی گنگ مشه..حالت مردمی بخودش میگیره..و ناامیدی....فضای آموزشگاه خیلی عالیه..کاش میشد آدم ه روز زمان تمرینش رو اونجا بگذرونه.....ولی متاسفانه....در هر صورت اینو بگم که کتاب دانشمند کلا تموم شده..امروز اولین جلسه بود که 60 قطعه بطور جدی باز کردیم و شروع به زذنش کردیم ( در گذشته هم چنبار تک قطعه از توش زدی ولی کنار گذاشتیم) امروز تو کلاس با استاد 10 قطعه رو زدیم رو قطعه 11 هستیم...خیلی استاد راضی بود..گفت خیلی جدی داری کار میکنی ...( این حرفش دنیایی از آرامش بود برام) و اینکه استاد یک قطعه رو بهم داد گفت اینو فتو بزن و کار کن جلسه بعد بیار قطعه قشنگیه..گفتم چشم....دیگه اینکـــــهه...من به آینده امیدوارم دلم میخواد روزی برسه که به خودم متکی باشم..و بدونم میتونم یک نوازنده باشم..دلم میخواد اون روز برسه و با دستای خودم بیام بنویسم که بالاخره یک نوازنده شدم یقینا رسیدن به همچین هدفی یک روزه اکتسابی نیست و به مرور زمان بهش میرسی ..نه اینکه یک روز بیای این نیروی نوازندگی رو در خودت کشف کنی..فقط امیدوارم ادامه بدممم..هیچوقت این راه رو ترک نکنم.همیشه در تلاش باشم به سمت هدفم..در میدونم در راستای این مسیر و تلاش میسر میشه آرزوم.آمین

+ دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ ۱۵:۳۷ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

سلامی مجدد وقتی آرشیو وبلاگ رو نگاه کردم واقا خجالت کشیدم از اینهمه تنبلی که چرا خاطراتم رو ثبت نکردم تو این مدت..ولی از طرفی هم به خودم کاملا حق میدم واسه اینکه جدا درسام سنگین هست..و خوشحالم که بالاخره این همه سختی و بدبختی داره تموم میشه واسه این ترم..و درنفسات آخرش به سر میبرم خوب بگذریم... الان دو روز هست که از شرر کلاسام راحت شدم..و دیگه باید خودم رو برای امتحانات و تحویل نهایی پروژه هام آماده کنم.....این دوران با همه خوندنش و زحمتاش خییلی قابل تحمل تر از ایام طول کلاس هاست...چون بیشتر زحمت ها کشیده شده واسه تحویل نهایی فقط یسری کارها مونده...تو روزای آخر کلاس ها مدام خوشحالیم سر این بود که واقعا یعنی تموم شده ؟ میتونم یعنی با خیال آسوده ساز بزنم؟ به تابستون فکر میکردم و ایای که خیلم راحت بود و کلی وقت آزاد داشت که میتونستم راحت ساز بزنم...راسی من از خودم واقعا در عجبم..که اینهمه از آرزوی خریدن این ساز تو این وبلاگ دم زدم حالا که خریده بودمش مثل اینکه خاطرش رو ثبت نکردم...منفکر میکنم اواخر مرداد بود ..که ساز الحمرا رو خریدم...واقعا ازش راضی بودم و هستم ..کلا توقع منو برآورده کرده...بعدشم اینکه چون سازش برای حرفه ای ها ساخته شده کلا سر فرت 7 یا 5 علامت نداشت..من با چسب شیشه ای روش یه علامت گزاشتم که خودم متوجه بشم...راسی اینو بگم..که برای گام من کلا اینو تند میزدم ولی حفظ کرده بودم..مطمئنم بیشتر هنرجوها در موقعیت من هم ابتدا همینطور بودن وهستن..ولی الان که قطعات بیشتری رو دنبال کردم و دارم میزنم خودبخود بخاطر نواتن مداوم قطعات و استفاده از این نت ها تو فرت های مختلف دارم حفظ میشم جای نت های گام ها رو تو ساز...مثلا تو سیم 1 و 2 خییلی دارم تسلط پیدا میکنم ( حالا گاماس گاماس ) خوب یچیز دیگههههه.... تو این مدت آموزشگاه به ما گفت اجرا داریم....واای بازم اجرایی در کار نبود..یک ماه کلاس گروهی رفتیم..کلی از تمرین شخصی خورمون غافل شدیم سر چنتا آکورد!!!!!!!بعدشم یک اجرا هم وسط آهنگ بود که قرار بود نتش رو من بزنم به همراه یک هنرجوی دیگه کلی هم تمرین کردیم..همچی اکی بود..البته دو نفر از گروه رفتن..ولی یهو گفتن اجرا کنسل افتاده بعد از محرم..بعدشم چیزی نگفتن اینجور که بوش میاد کلا کنسل هست..بعدشم چنروز پیش استاد به من گفت 10 دقیقه خودتو آماده کن برای اجرا در یک آموزشگاه ..یک قطعه یا چنتا قطعه آماده کن که مثلا 10 دقیقه طول بکشه باید تو جمع هنرجوها اجرا کنی ..گفتم کجا؟؟گفت ساری ..منکه نمیدونستم میتونم اکی کنم یا نه..بجای گفتن آره گفتم نههه..که نمیتونم..استادم کلی حرف زد ک چرا و این داستانا!گفتم اگر اینجا بود میمومدم ولی ساری 100% نمیتونم قول بدم میترسم بدقول شم..کلا بیخیال شدم...بعدشم یچیز دیگه..چون واسه اجرا تمرین میکردیم من کلا کتاب خودم رو دیگه کار نمیکردم...بعدش عقب افتادیم واسه همین باید زودتر از اینا تموم میکردم کتابمو..الان که دارم تایپ میکنم دقیقا دو درس دیگه مونده تا تمومش کنم..ک درس آخرش رمنس هست..اینکه تموم شد..کلا 60 قطعه رو شروع میکنم...که قبل از شروع میبرم کتابش رو پانچ میکنم که تمیز باشه...خوبـــــــــــــ.....دیگه نمیدونم چی بگمم.....

+ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ۱۱:۵۵ قبل از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

سلام  سـلامـی مجـدد..فـرصـتی دوبـاره گـیر اومـد تـا بـا خـودم و این وب خـاطراتم بتـونم خـلوت کـنم اول از همـه بـگم اومـدن پـاییز مـبارک پـاییز فـصل قشنگـیا.. امـیدوارم روزها و خاطرات این ماه مثل زیبایی هاش زیاد باشه واسه من و اطرافیانم

پ ن : مجدد میام و مرور خاطرات میکنم..ببخشید

+ شنبه چهارم مهر ۱۳۹۴ ۲۱:۱۳ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

فقـط اومـدم بـگم خـیلی بـی روحـیه ام کـاش یـکی مـیفهمـید حـالـمو مـیتونـست دلداریـم بـده  تمـرینم چـیزیـش نـیس ...روزی 4 سـاعت دارمـ....قـطعه رو همـ در آردمش ....فقط خط آخرش بـا ضـرب بـاید قـشنگ در بـیاد ...ولــی خـیلی از نـظر روحـی خـالی ام  دارمـ اذیت میـشم  نمـیتونم بـیشتر بـگم و بـیشتر بنویـسم فقط بـگم مـیترسـم از آیـنده مـرموز از فـردا  از جهـل آدم هـایی ک بـخواد اذیـتم کـنه راسـتش من هـیچوقت بـا خـیال آسوده سـاز نزدم  همـیشه یـه نـگـاه هـایی اذیـتم کـرد  نمـیتونم بگـم بـیشتر :(( حـالم گـرفتس بـای

+ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۲۰ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

سلـام یچـیز بـگم.....من دو تـآ خـبر خـوب دارم اولـیش کـه مـیدونم تـاییـد شـد رو مـیگم  نمـره هـای دانشگـام همـه اش اومــد..بـه شـکر خـودم  کـلا همـه چـی عـالـی بـود..مـعدلـم هـم بـالای 17 شـد مـیتونم تـرم بـعد 24 واحـد بگـیرم  راسـی تخفیـف شـهریـه هم دارم ولــی طبق چـیزی ک شـنیدم یـعنـی غـول مـرحـله آخر رو بـاس رد کـنیم تـا از حـق خـودمون تـخفیف شـهریه بـتونـیم اســفاده کـنیم  مـیگن بـه ایـن راحـتی هـا نمـیدن تـندی تـموم کـنم کـارشنـاسی رو بـره پـیه کـارش  البـته هـه چـی رو بـرنـامه پـیش بـره سـه تـرم دیگـه تـمومـه بـه هـر حـال . . ..  خــبر بـعدی که بـیشتر خـوشحال کـنندس و تـنگشم کـلی اسـترس  نمـیتونـم اعـلامش کـنم .. . چـون تــاز بـهم گـفتن همـه چـی 100% نـیس  هـفتـه بـعد 100% مـطمئـن شـدم مـیام مـیگـم در ضـمن اسـتاد یـه قـطعه داد کـه کـلا رو ایـن بـس کـآر کـنم تـا 1 مـاه اسـمش بـیداد زمـان هست..رو پـوزیسین 5 ( ک بـنظرمهـست مـیشه یـکم حـدس زد خـبرم چـی بـود البـته ) ((اهه هـیچی اصـن قـرار بـود نـگم )

راسـی تمـرین روزی 4 سـاعت اسـتارت خـورد..از پـسش بـرمیام امـروز شـروع مـیشه یـکساعتشو رفتم تـازهبــرو بـریم ...........

+راسی سـازم رو پـس گـرفتم خــیلی بـده وواااااااااای خـیلی سـیماش سـفته خـیلی سنگـین  خــیلی زدن باش سخـته..فقط زیباست همین خـاصیت دیگش صفر در حسرت الحمرا ب سر میبریم

+ دوشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۵۰ قبل از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

سلامـی مجـدد دوبـاره حدوراً یکـ هـفته ای گـذشته اومـدم بـازم بـنویسم  قـبل از هـر چـیز :

1-مـن تـونـستم ایـن هفته از پـس دو سـاعت در روز تمـیرن بـر بـیام

2-یـک تـصمیم بـزرگ گـرفتم  ( مـیخوام 4 سـاعت تمـرین در روز رو از دو شـنبه ک مـیشه هـفته جـدرد در مـوسیقیم شـروع کـنم)

مـیخوام حـساب کنم که بـر فـرض سـاعت رو بـچهار قـسمت اگـر تـقسـیم کـینم هر قـسمتش بشه 3 سـعت .. مـثل 9صـبح تا 12 بـعد از ظـهر یـک 3 سـاعت ..بـعدش 12 ظـهر تا 3 بـعدازظـهر مـیشه یک 3 سـاعت دیـگه و 3بـعدازظـهر تا 6 غـروب مـیشه یـک 3 سـاعت دیـگه . . . .و 6بـعدازظـهر تـا 9 شـب مـیشه یـک 3 سـاعت دیگـه..و مـن از 4 تـا زمان در کل روز میتونـم از هـر کـدومش 1 سـاعت تمـرین کـنم ک در مـجموع مـیشه روزی 4 سـاعت

قـبلا ک از خـودم توقع نداشتم مثلا برنـامه مـیریخـتم واسه خودم مـیگفتم مـیتونم یک ربع صبح کـار کـنم یـک نیـم ساعت تهش مثـلا ظـهر ولتـی الان ک بنـظرم پـخته تـر شـدم مـیتونم بـآیک سـاعت بـرم جـلوویـعنی تـمرین کـوچیکـم بـشه روزی 1 سـاعت...بـعد ایـنکه  اگـر روزی 4 سـاعت تمـرین داشتـه بـآشم مـیشه هفـته ای  24 سـاعت  بـنظر چـیز خـوبی مـیاد  حـالا امـیدوارم بـتونم از پسش بـربـیام

در ضـمن فکـر ایـن گـیتار جـدید مـدام داره دیوونـم مـیکنه کـی بـدستش مـیارم آخه..... در ضـمن تـو تعطیلات تـایمیم فقط تـو نت هستم دنبال اطلعات از این سـآز از بـس ذوق دارم...

و ایـنکه راسی مـن اگر قرار بـاشه روزی 4 سـاعت تمـرین کنم اســاد باید بیـشتر بـهم تمـرین بـده مثلا روزی سـه درس ..چـون اونجـوری بـیکار مـیشم و نمـیکشم واسه تمـرین بلنـدمدت ...بـعدشم در ضمن حساب کدردم اگـر روزی سه درس بـگیرم 6 جـلسه دیگـه کلا کـتاب دانشمــند تمــوم مـیشه  کـلا خوبـه..وضـعیتم سـمت و سـوی خـوبی داره..بـآتشکر از خـودم فـعلا تـآ بـعد

+ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ۱۵:۹ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

الان داشتم یـه نگـاهی به آرشیو وبلاگم مـیزدم..احساس میکنم یسری از خاطراتمـ نـیست نمـیدونم شاید دارم اشتبـاه مـیکنم..ولی من یـعنی واسـه عـید هـیچوقت خاطره نـنوشتـم ؟؟ یـسری مـاهااا...نمـیدونمــ ــ ــ امیدوارم بـلاگفا سـر حذف مطالب تو مـاه گـذشته گـیر نکـرده بـاشه. بـه هـر حال

+ سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۲۳ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

سـلامـی دوبـآره خب...بگم تو این مدت چی شـد تمرین روزانه هامـ تا هفـته گذشته 1 ساعـت بـود..بـعد اینـکه دانشگـام هم از شنـبه ایـن هـفته تـموم شـد..یعنی کارمو تحویل دادم و اینکـه تـمام تـمام.. تـو این ایـام تـا فک کـنم اواسط مـهر مـاه مـیتونم خـوب کـآر کـنم سـازمو چـون بـه عبـارتی بـیکارم..( ولـی وسط مـسطاش وآسه یـه جریـانی نمـیدونـم چـطور مـیخواد پبش بـره..یچـیز هـست ک نمـیتونم بـیانش کـنم ...یچیزایـی تـو اواخـر مـرداد یـا شهریور رانـزمانم رو امـیدوارم خـراب نکنه ) در هـر صورت.ایـن هفـته رفتم کـلاس..اسـتاد مـیدونست دیگـه دانشگـام تموم شـد..چـون جـلسه های قبل ازم سوال کـرده بـود کی تموم مـیشه دانشگـات..بـ,دش هـمون اول کـلاس بـهم گـفت روزی چـند سـاعت تمـرین داری ؟؟گـفتم 1 سـاعت..گـفت 1ســاااعت ؟؟ ای بـبابا  تـو ک تمـرین نمـیکنی ک.. بـاید تمـرینت بـشه روزی 4 سـعت ..مـن: ( )  مگـه مـیشه؟؟؟ اسـاد : چـرا نـشه...مگـه کار داری چـیکار میکنی خوب برو ساز بزن دیگـه..گـفتم چـشم قرار شد نرم نرم بـیام بالا نه ک یهو از 1 ساعت برم 4 ساعت ..این هفته تمرینم رو کردم 2 ساعت در روز ک ببینم چی میشه..بعدش اینکه..صدای ساز من واقعا ضعیفه در برابر ساز اموزشگاه...الان ک فک میکنم چرا اول کار ساز یاماهاسی70 نگرفتم..تو آموزشگاه ساز سی40 هست صداش خیلی خوبه.در برابرش صدای ساز من خفه س ...از استاد اجازه گرفتم این هفته ببرم ساز رو خونه به جاش ساتز خودمو بذازم آموزشگاه..استاد لبخند زد گفت باید از مسول اجازه بگیری ب من ربطی نداره ولی ساز خودت خوش صداتره ک...ولی میخوای ببری اشکالی نداره..داشتم میمومد..از خانوم و آقای ک اجازه گرفتن گفتن اشکال نداره ببر..فقط بدون بچه ها با سازت کار میکنن هاا یکم بی دقتن ساز خودم چنبار از دست هنرجوها افتاد گفتم حالا شما مواظب باشید..گفتن چشم..من ساز رو آوردم خونه ..واقعا صداش خییلی خوبه..دلم میخواد با ساز خودم عوضش کنم..ولی این ساز قدیمی و یکم کهنه هست..برام اهمیت نداره کهنه گیش..ولی چون میخوام الحمرا بگیرم..تا ماه های آینده بنابراین میگم بزاد ساز اول خودم رو نگه دارم یادگگاری و ساز جدید بگیرم..با این جال خیلی ساز یاماها عالیه...باهاش ساز میزنم احساس خوبی بهم دست میده( حالا اگر الحمرا بگیرم چی میشه ) خوشحالم..نمیدونم چرا..احساس رضایت نسبی ولی دارم از خورم..فک میکنم میتونم

+ سه شنبه ششم مرداد ۱۳۹۴ ۱۲:۱۶ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

دوبـآره سـلامـ نمـیدونم چـیشد انگـیزه وبلاگ نـویسیـم ایـنروزا بـیشتر شـده

پـس مـینویسـم ...بـذار از گـیتاری ک مـیخوامش بـگـم

Alhambra 1C گیتار کلاسیک الحمرا

ایـن گیتار الحـمرا وان سـی هست و از اونجـایی ک قیـمش تـو بـین مارک الحـمرا کـمتر بـوده مـن فقط از رو ایـنکه میخواسم چنین مارکی بخرم پایین ترین قیمت و اینو انتخاب کرده بتودم ک قیمتش در حدود 2و40 بـود (فک کنم) و اینکـه الان قیمت ها تغییر کرده و این قیمتش شده 1و490 تومن...

و اگـر من بخوام با همون قیمت قبلی چیزی بگیرم..میتونم اینو بگیرمش ..

Alhambra 3F گیتار کلاسیک الحمرا

نمیخوام بازی در بیارم.ولی چون خوندم الحمرا وان سی با 2سی تفاوتی ندارن آنچنان..پس بنظرم انتخاب دومیش درست نیست هر چند اگر یک مدل بالاتر باشه..بنظرم آدم باید یکم بیشتر بذارهتا مارک بالاترش رو بگیره مثلا فوقش 3c ولی قیمتش 1و 910 هست..انگار دو تومن..نمیدونم..از یه طرف میخوام یه چیز خوب باشه که مثلا دو روز دیگه سر 200 تومن نشه ک پشیمون شم چرا یه مدل بالاترش رو نگرفتم...چون یه 100 یا 200 یه مدل میاره بالا از cمیبره مثلاF ...امروز ک میخوام که پولی بدم 200 توفیر داره دو روز دیگه بخوام دوباره اونو بگیرم باید کل تمامشو بدم..نمیدونم..ولی احتمالا 1c رو میگیرم...میخوا فقط یه گیتار حرفه ای بگیرم..امیدوارم بشه یعنی

+ دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۴ ۱۲:۵۳ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |

راسی مثل اينكه مطالب وبلاگ برگشته خوشحالم

+ یکشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۴ ۱۵:۲۹ بعد از ظهر نیـمچـِه گـیـتآریـست |