X
تبلیغات
[ شاعــر تمـام شــده ]

[ شاعــر تمـام شــده ]

سلام :) سال جدید شده هپی مپی :) خوب هفته قبل عید....استاد بام کار کرد یه نت داد از یه آهنگ ایرانی ک نصفشو گفت بزن آهنگ عروسی بود..تو کلاس زدیم خوب بود..بعدش کلاس که تموم شد استاد گفت یعد عید فکر کنم کلاس تشکیل نمیشه هفته اول..بعد از خانوم ک پرسیدیم گفتش که هته اول تشکیل نمیشه..بعد من ک داشتم تو کلاس میررفتم شهریه دادم با کتابم..بععدش برگشت بهم داد گفت برات پرداخت زدم ولی تاریخ نزدم چون نمیدونم هفته دوم تشکیل میشه یا نه !بعد راستی استاد بهم گفت تا بعد عید کلی تمرین های قبل رو هم تمرین کن..بعدش گفت یعد عید کتاب جدید رو شروع میکنیم !(کلی تو ذوق کردم ) خوب..حالا عید شدوو من درگیر عید و اینا بودم..اصلا دوهفته دست به گیتار نزدم..اصلا یعنی ..پریروز یکم خط اول رو زدم خسته شدم..بیخیالش شدم دیشب اومدم باز کردم کتابوکامل زدم امروز صبح زنگ زدم آموزشگاه ک ببینم امروز کلاس هست یانه!!خانوم ک گفت هست..بعدشم این هفته یه اتفاق خییلی بد برام افتاد گوشیم بی دلیل داغون شد !!!باس منتظربمونم تا درست شه !واسه همین فعلا ندارمش فسلم قبلی ک از کلاسو گرفتم ندیدم !!!اصلا وضع خراب!!در کل از همین پست اول سال جدید بگم ک امیدوارم سال خییلی خوبی برام باشه 93 سالی مملو از موسیقی ..امیدوارم سال بعد اینموقع بتونم خییلی راحت گیتار بزنم..یعنی در حد متوسط نیمه بالا باشم..همین !تا هفته آینده..راستی دلم نمیخواد اصلا دانشگاه باز شه..کلی تکلیف دارم هیشکدوم رو انجام ندادم..اصلا دوسندارم باز شه..امیدوارم حالو هواش بیاد!!با اجازه تا بعد :)

+ نوشته شده در  شنبه نهم فروردین 1393ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

فـقط اومـدم بگم سال نـو مـبارک...با آرزوی بهترین ها واسه خودم و عزیزام :) حوصله نوشتن خاطره نیست !بعدا میام ;)

+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 1:48 قبل از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلام...بازم یه هفته گذشت..بازم نشد خاطره مو سر وقت بنویسم..دیروز مدام یادم بود که باید تاا آخر امشب بنویسمااا..ولی تا شب یادم رفت..الان شنبه ست..سه ساعت دیگه کلاس دارم ..الان میخوام خاطره هفته گذشتمو بنویسم..خوب هفته قبل..هفته قبل ساعت 12 امتحان پایان ترم عملی داشتم واسه ترم قبل ..ولی هنوز امتحانشو نگرفته بودن..واسه همین دیروز زمانش بود..رفتم امتحانو دادم..بعدش باس میومدم خونه کلاس ساز داشتم بعدشم باز باس میرفتم کلاس داشتم دانشگاه..از همون هفته قبل تصمیم گرفته بودم که کلاس بعد گیتار رو نزم..چون دوباره حوصله دانشگاه رفتنو نداشتم...واسه همین به بچه هام گفتم نمیرم..بعدشم که خبر گرفتم از بچه ها دیدم اونام گفتن نرفتن :) در کل دیگه اونروز چون کلاس نمیخواستم برم واسه همین گفتم پیش خودم که کلاس گیتارو ساعت 3:30 برم مثل قبل چون دوسندارم یکمم تو کوچه معطل در وا کردن بشم هر چند کم..بعدشم..کلاسو ک رفتم دیدم استاد نشسته خجالت کشدم..بعدش استاد گفت اشکال نداره..بعد آقای ک رو هم دیدم بش سلام دادم..بعدش استاد گفت تمرین هفته قبل رو بزن..زدم بعدش بهم گفت خوبه....بعدشم بهم آکورد داد آهنگ کگوگوش ..ای چراغ هر بهانه..بعدش زد ...ریتمش اسو راک بود.بعد راحته ها..وبه ولی زیادم عالی نیست..بعدش یه ریتم جدید یاد داد ..خیییییییلی باحاله مثلا یه صدای آشناست که از همه گیتاریستا میشنویم ..نمیدونم چجوری بنویسم. ...درکل باحاله گفت اینو باس تو خونه تمرین کنی که بعد عید دادری میای سبک کلاسیک روش کار میکنیم...من روش این هفته کار کردم..اول فکر نمیکردم بهتونم بزنم..ولی واقعا موسیقی تمرینه..در کل استاد انگار فکر کردم گفت این آهنگو میشه با این ریتم زد..ولی خداییش توضیح نداد..اصلا هم نزد با این ریتم..نمیدونم کجا باس انگشتمو تغییر بدم رو آکروردهای مختلف...نمیدونم در کل..باس ببینم امروز چی میشه.در کل خوب وضعیت معمولیه..رو نرماله..فقط این دانشگاه نزنه همچیو خراب نکنه..استادا حتی واسه عیدم تمرین دادن :| حالا در کل ببینم چی میشه..راسسی امروزم باس شهریه بدم ..بازم یه ماه گذشت :) امیدوارم تو عید بتونم خوب تمرین کنم.:) خدافس !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلام ..اومدم دوباره اول اینو بگم یعنی انقدر تنبل شدم که حد نداره K الان که دارم مینویسم ساعت 2 شبه ..یعنی در طول روز انقدر زورم میاد حتی دو خط بنویسم ..در کل حالا که دارم مینویسم .. این هفته من چون کلاس داشتم طبق همین هفته قبل تر ساز نبردم..وقتی رسیدم در بسته بود (طبق معمولK ) زنگ پایین رو زدم چون بالایی قبلا زدم صدا نمیداد..اصلا کسی جواب نداد نزدیک ده دقیقه صبر کردم راستش یکمم عصبی شدم...بعد کلی انتظار استاد رسید ..یعنی قبل از اومدن استاد راستش پیش خودم گفتم به استاد حتما ایندفعه میگم که بابا مگه نگفتم کلاسم ساعت 4 شروع میشه بعدش من باس یه ربع به 4 حرکت کنم ؟؟خوب بیزحمت سرساعت 3:15 باش دیگه...ولی 3:25 رسید تازه درو بچه آقای ک باز کرد دوساعتم منتظرش بودیم تا بیاد کلید کلاسارو بیاره..بعدش رفتیم تو کلاس..راستش تا بیاره کلیدو یکم با استاد تو سالن حرف زدم درباره دانشگاه..بعدشم راستی اصلا روم نشد به استاد بگم زود بیاد یا حتی اینکه بگه به آموزشگاه ک حداقل زودتر باز کنن من معطل نشم تو خیابون...در کل تا پسرش اومد بهش گفتم میشه از این به بعد شنبه ها درو ساعت 3:15 بازکنی ؟؟آخه ما این ساعت کلاسمون شروع میشه..دیدم شبیه ببخشید اینو میگم منگلا فقط نگاه کرد اصلا نه آره نه نه !!!رفتیم کلاس..بعد نت درس گذشته رو زدم..اسمش یادم نی ..ولی خوب زدم ..اولش خییلی خوب بود آخرش کند بودم..راستی اینو تو خاطره قبلی هم گفتم چون این هفته تکلیف دانشگام زیاد بود از شانس بدم به استادم گفتم بم تکلیف زیاد بده به گمان اینکه هفته اول دانشگاست بیکارم..(ولی زهی خیال باطل)واسه همین نشد تمرین زیاد کنم..بعد استاد گفت آهنگ کوروش یغمایی رو بزن..زدم باز خداییش اصلا توقع نداشتم حتی دوتا آکوردو هم بزنم چون جدا تمکرین نکردم ولی سه چار تا آکورد زدم J بعدش اصلا آکورد ب یرو غلط میزدم..و استاد بهش گفتمک ک تمرین زیاد بود درسم داشتم نرسیدم..بعدش استاد بهم آهنگ نت داد که خیییییلی زیاد بود یک صفحه نگاه اول گیج شدم چون خییلی سخت بود..بعد استاد زد برام آشنا بود..فقط زیاد بود..نصف کرد از دیتش فیلم گرفتم بعدشم ..یکم من زدم خوب بود..الانم این هفته بدبختی بخدا همش درگیر دانشگه بودم اصلا تنبلام شدم کار دانشگامم تو دانشگاه انجام میدم و میکشم..نمیدونم شاید نزدیکه عیده تنبل شدم..نمیدونم !!!در کل منتظر شنبه ام..راستی شنبه یه امتحان پایان ترم از ترم گذشته دارم که هنوز ندادیم...بعدش عملیه ساعت 12 تا 2..بعدشم 3:15 کلاس موسیقی ..بعدش ساعت 4 هم کلاس دیگه دانشگاه که به احتمال قوی کلاس ساعت 4 رو نمیرم..امیدوارم همچی خوب پیش بره..به امید روزهای قشنگ ترر !پ ن : راستی اینو بگم انقدر زورم میاد که الان ک این خاطره رو نوشتم خییلی خوشحالم که تموم شد این هفته خاطرش وبال گردنم نیس..!!

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 2:19 قبل از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلا..(بعد از یک هفته و نصف ) واسه خودم شرمندم جدااا!!نمیدونم چرا انقدر تنبل شدم..هفته گذشته خاطرمو ننوشتم !!این اولین باری بود که اینطوری شد !!!!!دوسنداشتم ..به هر حال !!!الان از خاطره هفته گذشته مینویسم خوب...هفته گذشته..رفتم آموزشگاه ساز نبردم چون بعدش باس میرفتم دانشگاه..وقتی که رسیدم دیدم در بستس..زتگ زدم کسی وا نکرد..بعدش یکوچولو صبر کردم استاد رسید..با آقای ب بود..فک کنم همسرشه ..نمیدونم باز ..حدس میزنم چون همش با هم میان..در کل..استاد تا رسید گفت در زدی گفتم آره بعد فهمیدم اشتباه زنگ پایین رو میزدم..بعد استاد زنگ بالا رو زد ....یهو بچه ی استاد ک اومد بالا پنجره در رو وا کرد رفتیتپم تو کلاس..بعدش استاد گیتار آورد عاغا یه گیتار هست تو آموزشگاه یعنی مال عصر حجره به جان خودم!!اونو استاد داد دست من خودش اون بهتره رو گرفت !! بعدش فک کنم نت رو زدیم درس هفته قبل ک فک کنم .همه چی آرومه رو زدم خوب بود.....بود رو زدم استاد رازی بود..گفت خوبه ..بعدش فک کنم داشت استاد تمرین جدید میداد که یه نت بود واسه جواد معروفی زیاد بود بنظررر....اول ترسیدم بعد باهم زدیم من اصلا روون میزدم یعنی میتونم با خوندن نت بعدی رو بخونم استاد گفت تا چقدشو میتونی بزنی ..گفتم همههه!!بعدش چون هفته اول دانشگام بود فک میکردم تکلیفی چیزی ندارم گفتم که استاد یکم تکلیفم بیشتر بده گفت باشه..بعد تو همین آن استاد رفت بیرون یه آکورد آهنگ بیاره..بعدش دیدم اون دختر خانمه اومد سلام کردیم..بعد استاد که آهنگو آورد توش یه آکورد جدید بود ..به اسم BM که استاد بهم نشون داد با دست بعدش گفت رو دفترت میکشمش..بعد آکورد رو اصلا نزد..(آهنگ کوروش یغمایی ..غم میون دوتا چشمون..) اونو بعدش ..کلاس تموم شد و من رفتم دانشگاه همین !!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

داشـتـم امـشب بـه خـاطـراتـم نـگـاهـی مـینـداخـتـم ...الان مـتوجـه شـدم ایـن درگـیری درس و دانـشگـاه چـقـدر آدمـو دور مـیکـنـه از همـچـی . . . چـون جـداً آپ هـای قـبل از شـروع شـدن دانـشگـام خـیلــی جـزئـی بـین تـر و تـمـیز تـر بـود..چـقدر از حـوادث شـیریـن ایـن فصل سـاده گـذشـتم .. ایـن سـرمـشغـلگـی و سـرشـلـوغـی هـآم بـاعث شـد از خـیلــی چـیـزام صـرف نـظر کـنم و نـنویـسم...از بـرف اومـدن ِ ایـنجـا و خـیلــی اتـفاقـای دیـگه کـه گـفـتنـش تـو همـون آن شـیریـن و لـذت بـخشـه . .چـرا کـه گـفـتنش بـه همـراه احـساسات هـمون آن شـیریـن و دل چـسـبه !!در هـر صـورت شـرمـنده خـاطـراتِ شـیریـنـمم .. .!!خـیلـی وقـتـه عکس نـذاشتم . .یه عکس زیبا از ساز تـخصصی مـن ! :) عـاشقـــتم همـدم ایـن روزهـای مـن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلام..قبل از هر چیزی بگم که امروز خییلی روز خوبی برای موسیقی من بود..خوب همونطور که مشخصه و نیازی به گفتن من نیست..این این هفته و هفته گذشته دیگه کلاسای دانشگام تموم شده بود و رسما کلاسی نداشتم بخاطر همین خییلی بیشتر جا برای این داشتم تا بتونم تمرین کنم..انصافاً به نسبت هم خوب تمرین کردم..در حدی که تو خونه اصلا باره رو قشنگ میگرفتم ..و در کل تو زدن نت این هفته هم هیچ اشکالی نداشتم..خوب بگذریم..امروز کلاس که رسسیدم 3:23 دقیقه بود..یکم زود رفتم..بعد در آموزشگاه بسته بود ..:| بعدش من یکم منتظر بودم آیفن بالا رو زدم خراب بود دیگه میدونست مآیفون پایینی مال آموزشگاس نزدم..با گوشیم زنگ زدم آموزشگاه کسی جواب نداد..منتظر بودم..بعد بچه آقای ک اومد درو وا کرد..رفتم بالا..بعد درو وا کرد..خودش داشت پشت کامپیوتر فیلم میدید..منم نشستم رو صندلی منتظر ...بعد دیدم روبروم وییلون بوود..منم عاشق ساز..هععی میخواستم بهش بگم که مال کیه میشه دست بزنم روم نمیشد..آخر غلبه کردم..گفتم ببخشید این ساز مال شماست؟گفت بعله..گفتم میشه دست بزنم؟؟گفت بععلهه..بعد :) بیچاره دیگه اصلا نگاه نکرد داشت فیلم میدیدو..من گذاشتمش رو شونم یکمم زدم :) (این اولین باری بود که به یه ویلون دست میزدم ..دیدن از نزدیک دیده بودم ولی دست نزدم)ههه بعد اون سیمش..(بهش چی میگن :) نمیدونم در کل ) اونو دست زدم راست میگن از مموههااا..واقعا از موی اسب بود اینگار..بعد بچه گفت بزرگترشم هستا..بعد من از رو دستم ازشعکس گرفتم رو مبلم گذاشتم ازش عکس گرفتم..بعد گذاشتمش سر جاش (از همونجام یه عکس زش گرفتم :) ) بعدش منتظر بودم بازم..دیدم استاد اومد سلام کردم رفتیم تو کلاس..بعد سازمو تا در آوردم بعد دیدم اون دختر کوچیک ک برای ساز میومد..اومد همراه ما تو کلاس..اتساد گفت شما کلاس دارین الان؟گف آره ..استاد گفت ساعت 4 کلاس دارین شما..گفت آره من یه کللاس دارم ساعت 4 واسه همین اینو لان اومدم..(بعد نمیدونم چی شد یهو استاد داشت باش میحرفید که مثلا منتظر باشین بیرون تا کلاس این خانوم تموم ش بعد شما بیایید) بعد داشت میرفت بیرون یهو آقای ب اومد سلامک کردم باش .بعد گفت به استاد خوب این بیرون باشه حوصله اش سر میره ک ..بعد استا دگفت آخه ساعتش الان نیست..گفت خوب حوصله اش سر میاره بذار بیاد توو..بالاخره اومد تو..اتساد بهم گفت با هم انگشت گذاری کنین تا بیام..بعد برای استاد نت رو زدم خوب بود فقط به علامت گزد و سفید و سیاه توجه نکردم (ولی تو خونه بدون اشکال میزدم ) به خودشم فتم..بعدش براش آهنگ همچی آرومه رو زدم که خییلی خوب بود بهم گفت باره ات خیییلی خوب شد آفرین جلسه بعد بهت بازه میگم..بعدش آهنگ جان مریم رو زدم که بازم خوب بود..با باره زدم..بعدش .....استاد کلا امروز خییلی راضی بود..بعد آخرشم گفت جلسه بعد ساعت 3:15 دقیقه میای دیگه گفتم آره فقط به آقای ک بید حتما گفت باشه میگم..گفتم آره امروز اومدم اصلا در بسته بود..گفت اهه..باشه میگم..بعد اومدم بیرون آقای ک شهریه دادم..بعد آقای ک انگار لکنت داشت ..وقتی داشت حرف میزد..اصلا خییلی ناراح ت شدم..امیدوارم خوب شه..(خییلی آخه خوشبرخورد و مهربونن ) بعدش در حین اینکه داشت بم فیش میداد دیدم رو دیوار اامس کسایی ک واسه کنسرت انتخاب شدن رو دیوار نوشته بود به همراه اسم استاداداشون..واسه کنسرت قبلی..بعدشم یه عکس جدید بود که توش عکس کنسرت هنرجوهاا بود..جالب بود..خوب اینم از این هفته در کل خییلی خوب کلی انگیزه گرفتم....راستی این هفته استاد نت داد اسمش عروسیه..راحته تو کلاس زدیم همون اول..فقط ضرباش یکم باس دقت کنم..سیاه و ..همین..تا هفته آینده :)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 8:57 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلامی دوباره...خوب از این هفته بگم..این هفته همونطور که قبلا گفتم با استاد قرار گذاشتیم مثلا ساعت 3:00 کلاس بریم..(واز اونجایی که کلاسا هنوز شرو نشده میخواستم بدونم استاد منظورش بود دقیق از این هفته بیام این ساعت یا نه..واسه همین شنبه صب زنگ زدم آموزشگاه از آقای ک پرسیدم آقای ک گفت من خبر ندارم ساعت 12:30 زنگ بزن از خانوم ک بپرس..بعدش ساعت 10:30 زنگ زدم کسی جواب نداد..بعدشم ساعت 3 زنگ زدم کسی جواب نداد..همین که ساعت 3 جواب نداد گفتم پَ خداروشک انگاری ساعت 3 نیس....بعدش آماده شدم...سر ساعت 3:30 دقیقه رفتم کلاس..تا رفتم دیدم استاد نشسته پیش خودم یه آن گفتم نکنه ساعت 3 اومده..بعد سلام کردم استاد خودش گفت (من میگفتم امروز بقاس میومدم ساعت 3 بعد گفتم کلاسا ک شروع نشده ) گفتم آره اتفاقا منم تماس گرفتم کسی جواب نداد..در کل فقط میترسیدم شما زودتر بیای ..منم گفتم من فک میکردم شما نکنه زودتر بیای ..بعد لبخند زد..من رفتم تو کلاس..سازمو در آوردم..بعدش استاد اومد..گفت نت جلسه قبلو بزن..زددم..استاد گفت خییلی خوب بود..بعدش فک کنم آکورد یه آهنگ قدیمی رو زدم..آها بعد استاد بهم آکورد A ....G....F....E گفت اینارو پشت هم بزن..با ریتم 6-8 ...بعد من که میزدم خودش داشت یچی مینوشت...بعد آهنگ همچی آرومه رو برام آورد..آکورداشو تو یه کاغذ داد بهم..بعدش اول آهنگ یه نتی داشت..که اونو داد..اونو همون تو کلاس زدم خییلی راحت بود..بعد با هم آکورداشو تمرین کردیم اصلا تو کلاس آکورداشم زدیم..راحت بود..بعدش باهم خوندیم..بعد استاد آهنگ ایرانی رو آورد گفت اینو تا آخر زدی ؟ گفتم نه شما گفتی تا fine بزن..بعد گفت خییلی خوب..چیزی نداره ادامشم میتونی بزنی ..راحته..بعد فیلم گرفتم..از دسستش واسم زد..گفت زیاد که نمیشه واسه این هفته گفتم نه این هفته درسام دیگه تموم شد راحتم دیگه..گفت خییلی خوب..بعدش راستی یادم رفت بگم اول کلاس استاد گفت وواسه اینکه قراره ساعت  3بیای میخوای یهو 3:15 دقیقه بیای بعد سازتو اصلا نیاری بعدش از همینجا بر یدانشگاه ؟؟گفتم نههه !!آخه سخت میشه برام..گفت اشکال نداره هر جور دوسداری..گفتم آخه وسیله دارم واسه نقشه و اینا همش نمیتونم بیارم..گفت اشکال نداره خوب همرات میاری دیگه ساز که نمیاری..یکم فک کردم پیش خودم ک راست میگه چون اونجوری تا باز برم خونه باز سازم بذارم برم وسیله بگیرم..دیرمم میشه..یهو گفت باشه اتففاقا راحت ترم..گفت باشه (با لبخند) بعدش گفت پس از هفته آینده بیای ؟گفتم نه از دانشگاه اس ام اس اومده ک تاریخ شروع کلاسا از 26 بهمنه..من هفته اولو نمیرم..گفت پس باشه هفته بعد همین ساعت یعنی 3:30 بیا..از هفته آینده ساعت 3:15 دقیقه بیا..گفتم باشه..کلاسم که داشت تموم میشد بازم اتساد تایید کرد ک از اول اسفنذد ساعت عوض میشه..(فقط میترسم از اینکه دقیقا 3:45 تموم میشه..خوب کاش همون 3:00 میذاشت تا 3:30 چون تا آژانس بیاد و برم..نمیدونم شایدم باز 3:30 تموم شه خییلی معطل بشم تا کلاس شروع شه...چمیدونم بابا..بذار یه فته بگذرعه ببینم چی پیش میره خوب بود چ بهتر بعد بودم که چ بدتر :)) فعلا!

پ ن :واای اینو یادم رفت بگم..استاد آهنگ همچی آرومه رو داد بهم ک کپی بزنم..منم ازش با گوشی عکس گفرتم و نوشتم خودم.(یعنی تو خوننههه) دیگه برگه رو نیاوردم !همین..فعلا :)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلامی دوباره .....خوب جلسه قبل..رفتم کلاس دیدم در بستست زنگ زدم به خانوم ک که بازش کنه..بعد یهو در حین صحبت کردن یهو در رو فشار دادم دیدم باز شد یهو گفتم اهه باز بود...بعد رفتم تو ..بعدش خانوم ک نشسته بود...(معلوم بود سرما هم خورده بود ) بعد منتظر استاد شدم استاد اومد..بعدش گفت نت قبلسی رو بزن..زدم براش خوب..بود..نیدونم چرا زیاد چیزی یادم نمیاد از این هفته :( ) خوب بعدش آها راسی استاد ب یهو امدد در زد ک گیتار بده به استاد ..بعدش..نمیدونم چرا یادم نمیادددد:((( استاد بهم گفت نت رشید خانو زدی ؟؟گفتم نه..گفت چراا؟؟گفتم اتفاقا جلسه گگذشته هم همینئو گفتید ..بعد گفت باشه پس اینو این هفته میزنیم تو کلاس زدم خییلی راحت بود..بعد گفت آهنگ تو یک دیوار سنگی اسلو راک رو بزن (ک من اصلا تمرینش نمیکنم ازش بدم میاد) بعد گفتم نههههه من اینو تمرین نمیکنم..بعد گفت ازش فرار نکن سعی کن همرو تمرین کنی ...بعدش به استاد گفتم میشه ساعت کلاسمو عوضض کنید ک با کلاسم تداخل داره؟؟اول گفت 15:15 دقیقه بعد گفتم که هل هلکی نشه تا برم سر کلاس همون 15:00 باشه..بعد فقط اینو نمیدونم که از همین هفته برم 15:00 یا از هفته آینده ؟؟صبح شنبه زنگ میزنم آموزشگااه میپرسم..الانم پنج شنبس..من تمکرین کردم رشید خانو..بعد آهنگ تو یک دیوار سنگی رو هم زدم ..یعنی تمرین کردم..این هفتعه کللییییی کار داشممم..یعنی بیش ا زححد واسه دانشگاهه..واسه همین فقط همین دو س روز تونستم کار کنم..فردا هم خونه نیستیم..خوب دیگه با اجاره تا هفته آینده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

سلامی دوباره..خوب ز این هفته..این هفته کلاس...یکوچولو زودتر رفتم..نه زیاد یعنی 4-5 دقیقه..بعدش خانوم ک نشسته بود استاد نیوده بود بهش سلام کردم..بعد یکی از استادای آموزشگاه ک همش میبینمش تو سالن ..و تار کار میکنه بنظرم..اومد بهش سلام دادم..بعد یکم راه رفت تو سالن با خانوم ک حرف میزد..یه سازم رو صندلی بود بهش یکم دست د..بعد رفت تو کلاس انگار منتظر بود..بعدش یکم منتظر بودم استادم اومد..رفتیم تو کلاس..بعدشم گفت که کار جلسه قبل رو بزنم بد نبود خوب بود فقط گفت محکم تر بزن..بعدش برام نت آهنگ سلطان قلب هارو داد...که باهم زدیم..خییلی خوب بود تو کلاس همشو زدیم با هم..بعدشم که تمرین نت تموم شد..بهم گفت آهای خوشگل عاشق و آهنگ چشما یمهربون رو بزنم.. زدم (خییلی خوب بود خودمم راضی بود مثل تو خونه زدم استرسم کمتر بود ) بعدش استاد گفت خیییلی خوب بود..دستت روون شد..بعدش میخواست بهم نت آهنگ قبلیمم که قبلا تا نصف رفتم بده که مثلا اینم یدفعه بزنم این هفته که گفتم نهههههههه!!آخه بخدا کلی ککار دارم واسه این هفته اصلا تا 19 هم وقتم پره همش پروژه و بدبختی دارم..بعد خندید و گفت باشه..کلاس تموم شد بعدشم رفتم با خانوم ک خدافظی کردم..تو سالن دیدم اون دختره اومد تو باهاش سلام علیک کردم..بعدشم ک...!!!فقط نمیدونم چه بدبختیه این هفته درسی رو ک دارم انتخاب واحد میکنم باید یعه درس رو وردارم..اگر ورندارم عقب میفتم ..از اینورم بدبختی دارم..ساعتش 4تا 8 غروبه...بعدشم شنبه!!نمیدونم چیکار کنمم!!!!!!!!!!بابا دیوونه شدم اینم از اون ترم اینم از این ترمم..دوسدارم وقتی که ککلاس گیتار دارم اصلا نرم دانشگاه اونروز ولی مثل اینکه نمیشهه..!!الان فقط دلم میخواد تاریخ روزای کلاس سازم با استاد صحبت کنم عوض شه..نمیتونم اینجوری...اگر نشه..که ..واااااااای ..نمیخوام اصلا بهش فک کنم...مطمئنم یه راهی درست میشه..به امید فرداهای خوب..بای!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط گـیـتآریـستِ شـآعـر  | 

مطالب قدیمی‌تر